مامان خوشکل
دیروز برای اولین بار 6ساعت از ایلیا دور بودم.
رفتم آرایشگاه واسه عید موهامو رنگ کنم البته به آرایشگرم گفتم که ساعت 3 میام و قرار شد تا ساعت 5 کارم رو تموم کنه که ...
هر کاری می کرد موهام بی رنگ نمی شد و 2بار رنگ و 3 بار دکلره کرد تا بالاخره همون رنگی که می خواستم شد.توی این مدت همه اش به بابایی زنگ می زدم و می پرسیدم که داری چی کار می کنی؟
باباحسین با عمه طیبه تو رو برده بودن پارک خلدبرین
. بابایی می گفت ایلیا اصلا یادش نیست که تو هم وجود داری اما از پارک که برگشته بودین و شیر می خواستی یادت اومده بود که ای بابا من یه مامان داشتم.
ساعت 9شب کارم تموم شد و برای دیدنت لحظه شماری می کردم.هزینه ی رنگ زدن موهام هم 100هزار تومن شد. این رو واسه نرخ تورم بهت میگم.آخه می گفتن قیمت مواد بالا رفته. راستی موهام رو زیتونی رنگ کردم و خیلی بهم میاد تو هم از دیروز تا الان همه اش موهامو می کشی. تازه فهمیدی رو سر من یه چیزی هست.


مامان خوشکل
